“تجلی” نخستین شرکت پروژه محور بازار سرمایه در حوزه معدن و صنایع معدنی است و بخش مهمی از داراییهای آن را پروژههای اکتشافی و ذخایر معدنی تشکیل میدهد. ماهیت پروژههای معدنی به گونهای است که بخش عمده ارزش آنها در مراحل ابتدایی، هنوز به درآمد یا سود عملیاتی تبدیل نشده است؛ بنابراین اگر ارزش ذخایر معدنی در فرآیند ارزش گذاری مورد توجه قرار نگیرد، قیمت سهام چنین شرکتهایی نیز نمیتواند ظرفیت واقعی آنها را منعکس کند.
به گزارش تیتر20 ، در اقتصاد معدن، آنچه بیش از تجهیزات، ماشین آلات یا ساختمان های یک شرکت ارزش خلق می کند، ذخایر معدنی است. با این حال، در ایران بخش قابل توجهی از این ثروت در صورت های مالی شرکتهای معدنی بازتاب پیدا نمیکند، موضوعی که به اعتقاد بسیاری از فعالان این صنعت، یکی از مهم ترین موانع ارزش گذاری واقعی شرکت های معدنی در بازار سرمایه است.
در حالی که بسیاری از کشورهای معدنی دنیا ارزش اقتصادی ذخایر کشف شده را در قالب استانداردهای مشخص در گزارشهای مالی یا ارزشگذاری شرکتها لحاظ می کنند، در ایران صورتهای مالی همچنان بر مبنای بهای تمام شده تاریخی تنظیم میشوند. نتیجه این رویکرد آن است که ارزش واقعی ذخایر معدنی در ترازنامه شرکت ها دیده نمیشود و بخش مهمی از ثروت ملی در عمل از دید سرمایهگذاران پنهان میماند.
در صنایع تولیدی، ارزش یک بنگاه به طور عمده در کارخانه، تجهیزات و خطوط تولید خلاصه میشود، اما در صنعت معدن، مهمترین دارایی، ذخیره معدنی است، دارایی ای که گاه میلیاردها دلار ارزش دارد اما تا زمانی که استخراج و به فروش نرسد، در صورتهای مالی انعکاس چندانی پیدا نمیکند.
به همین دلیل ممکن است شرکتی صاحب چندین معدن بزرگ مس، طلا یا عناصر نادر خاکی باشد، اما ارزش دفتری داراییهای آن تفاوت چندانی با یک شرکت صنعتی معمولی نداشته باشد. این شکاف میان ارزش واقعی و ارزش دفتری، باعث میشود تحلیلگران برای برآورد ارزش شرکتهای معدنی ناچار به استفاده از روش های مکمل مانند ارزش خالص دارایی ها (NAV)، جریان نقدی تنزیل شده پروژه ها (DCF) یا ارزش ذخایر اثبات شده شوند.
یکی از ریشه های این مسئله به استانداردهای حسابداری باز میگردد. در ایران، همانند بسیاری از کشورهایی که از الگوی بهای تمام شده تاریخی استفاده میکنند، ذخایر معدنی تا زمانی که به مرحله استخراج و فروش نرسند، به طور معمول با ارزش روز در صورتهای مالی منعکس نمیشوند.
در مقابل، در بازارهای معدنی پیشرفته مانند استرالیا، کانادا یا آفریقای جنوبی، اگرچه ذخایر به طور مستقیم به عنوان دارایی با ارزش بازار در ترازنامه ثبت نمیشوند، اما گزارشهای فنی بر اساس استانداردهای بینالمللی مانند JORC، NI 43-101 یا SAMREC مبنای ارزشگذاری شرکتها توسط سرمایهگذاران قرار میگیرند. به همین دلیل ارزش بازار شرکتهای معدنی ارتباط نزدیک تری با کیفیت و حجم ذخایر آنها دارد.
در ایران اما نبود چنین سازوکارهایی موجب شده فاصله میان ارزش ذاتی و ارزش بازار بسیاری از شرکت های معدنی قابل توجه باشد.
اما چرا «تجلی» بیش از دیگران این موضوع را مطرح میکند؟
طرح این موضوع از سوی شرکت تجلی توسعه معادن و فلزات اتفاقی نیست. تجلی نخستین شرکت پروژه محور بازار سرمایه در حوزه معدن و صنایع معدنی است و بخش مهمی از داراییهای آن را پروژه های اکتشافی و ذخایر معدنی تشکیل میدهد.
ماهیت پروژههای معدنی به گونهای است که بخش عمده ارزش آنها در مراحل ابتدایی، هنوز به درآمد یا سود عملیاتی تبدیل نشده است. بنابراین اگر ارزش ذخایر معدنی در فرآیند ارزش گذاری مورد توجه قرار نگیرد، قیمت سهام چنین شرکت هایی نیز نمی تواند ظرفیت واقعی آنها را منعکس کند.
از این منظر، اصلاح شیوه ارزش گذاری می تواند نه تنها به نفع سهامداران تجلی، بلکه به سود کل صنعت معدن باشد، زیرا امکان جذب سرمایه برای پروژه های اکتشافی و توسعهای را افزایش میدهد.
پیامدهای اقتصادی یک ارزشگذاری ناقص
کم برآورد شدن ارزش شرکت های معدنی تنها یک مسئله حسابداری نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی گسترده ای دارد. نخست آنکه توان شرکت ها برای جذب سرمایه کاهش می یابد. زمانی که ارزش بازار یک شرکت کمتر از ارزش واقعی دارایی های آن باشد، افزایش سرمایه، انتشار اوراق یا جذب شریک مالی دشوارتر خواهد شد.
دوم آنکه بازار سرمایه نیز تصویر دقیقی از ثروت معدنی کشور دریافت نمی کند. ایران از نظر ذخایر معدنی جزو کشور های غنی جهان محسوب می شود، اما این مزیت در ارزش شرکت های بورسی به طور کامل منعکس نمیشود.
سوم آنکه سرمایهگذاران خارجی نیز در ارزیابی پروژه های معدنی با ابهام بیشتری رو به رو خواهند شد، زیرا اطلاعات مالی موجود تصویر کاملی از ظرفیت اقتصادی پروژه ها ارائه نمیدهد.
آیا اصلاح این وضعیت امکان پذیر است؟
کارشناسان معتقدند اصلاح این روند الزاماً به معنای ثبت مستقیم ارزش روز ذخایر در ترازنامه نیست، زیرا چنین اقدامی می تواند نوسانهای قابل توجهی در صورت های مالی ایجاد کند. اما می توان از طریق انتشار گزارشهای فنی استاندارد، ارزش گذاری مستقل ذخایر، توسعه نظام گزارشگری معدنی و نزدیک شدن به استانداردهای بین المللی، اطلاعات دقیق تری در اختیار بازار سرمایه قرار داد.
همچنین تدوین دستور العمل هایی برای افشای ارزش اقتصادی پروژه های معدنی در کنار صورت های مالی می تواند به سرمایه گذاران در تحلیل دقیق تر شرکت ها کمک کند، بدون آنکه اصول محافظه کارانه حسابداری نقض شود.
حال اظهارات مدیرعامل تجلی را می توان آغاز یک بحث مهم در اقتصاد معدن ایران دانست، بحثی که فراتر از یک شرکت، به نحوه نمایش ثروت معدنی کشور در بازار سرمایه مربوط میشود.
اگر قرار است معدن به یکی از پیشران های رشد اقتصادی، توسعه صادرات و جذب سرمایه تبدیل شود، بازار سرمایه نیز باید بتواند ارزش واقعی این دارایی ها را شناسایی و منعکس کند. در غیر این صورت، بخشی از بزرگ ترین سرمایههای زیرزمینی ایران همچنان در صورت های مالی «نامرئی» باقی خواهند ماند؛ داراییهایی که در دل زمین میلیاردها دلار ارزش دارند، اما روی کاغذ تنها به بهای هزینههای اکتشاف و توسعه ثبت شدهاند.
بدون دیدگاه