در شرایط محدودیت نقدینگی، برای یک شرکت پروژه محور تنها تأمین منابع مهم نیست، بلکه تخصیص هدفمند سرمایه به پروژههای دارای بازده سریعتر اهمیت دارد. «تجلی» نیز با افزایش سرمایه، منابع جدید را به سمت پروژههایی هدایت میکند که پیشرفت فیزیکی بالاتری داشته و زودتر به بهرهبرداری میرسند.
به گزارش «تیتر20» این رویکرد را میتوان یکی از مهم ترین نکات این خبر دانست، چراکه شرکت تجلی توسعه معادن وفلزات به جای توزیع منابع میان تمام پروژه های سبد خود، در عمل پروژههای اولویتدار را مشخص کرده و منابع مالی را به سمت آنها هدایت میکند.
«تجلی» در سالهای اخیر سبدی متنوع از پروژه های فولادی، معدنی و عناصر نادر خاکی ایجاد کرده است. چنین تنوعی اگرچه میتواند ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد، اما در شرایط محدودیت منابع یک چالش جدی نیز ایجاد می کند، اگر سرمایه میان تعداد زیادی پروژه تقسیم شود، ممکن است هیچ کدام از طرحها با سرعت مطلوب به مرحله بهرهبرداری نرسند.
بنابراین تصمیم اخیر تجلی را می توان نوعی تمرکز سرمایه برای تکمیل پروژه ها دانست.
بر اساس اطلاعات اعلام شده، فولاد شرق خراسان بیش از ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد، فولاد کردستان به حدود ۸۰ درصد رسیده و پروژه مس جانجا نیز حدود ۳۴ درصد پیشرفت کرده است. همین ارقام نشان میدهد که این پروژهها در یک نقطه یکسان از چرخه سرمایه گذاری قرار ندارند و طبیعی است که تأمین مالی آنها نیز نمیتواند با یک منطق واحد انجام شود.
در چنین شرایطی، پروژهای که بیش از ۸۰ درصد پیشرفت دارد، از منظر تخصیص منابع میتواند جذابتر باشد، زیرا بخش قابل توجهی از سرمایهگذاری آن انجام شده و با تزریق منابع تکمیلی، امکان رسیدن به مرحله بهرهبرداری در مدت کوتاهتری وجود دارد.
اولویت با پروژهای است که زودتر پول ساز میشود
منطق اقتصادی این تصمیم به طور نسبی روشن است، هرچه فاصله میان سرمایهگذاری و بهرهبرداری کوتاهتر شود، سرمایه سریعتر از حالت «منابع قفل شده در پروژه» خارج شده و به دارایی مولد تبدیل میشود. برای یک شرکت پروژه محور، این موضوع اهمیت ویژه ای دارد. سرمایهای که سالها در یک پروژه نیمه تمام باقی بماند، علاوه بر هزینه فرصت، تحت تأثیر تورم، افزایش قیمت تجهیزات، رشد هزینه های ساخت و تغییرات نرخ ارز نیز قرار میگیرد. از این منظر، تکمیل پروژه های با پیشرفت بالا میتواند دو اثر همزمان داشته باشد؛ نخست، کاهش ریسک افزایش هزینههای تکمیل پروژه و دوم، نزدیک شدن به مرحلهای که پروژه بتواند درآمد و جریان نقدی ایجاد کند.
بنابراین افزایش سرمایه در اینجا تنها به معنای «بزرگ تر شدن سرمایه شرکت» نیست، بلکه میتواند ابزاری برای کاهش زمان خواب سرمایه و تسریع ورود پروژه ها به مدار تولید باشد.
چرا فولاد شرق خراسان و فولاد کردستان در صدر قرار گرفتهاند؟
قرار گرفتن فولاد شرق خراسان و فولاد کردستان در فهرست پروژه های اولویت دار از این منظر قابل توجه است که هر دو پروژه به محدوده ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی نزدیک شده اند. این یعنی بخش عمده ای از مسیر سرمایه گذاری طی شده و اکنون منابع جدید می تواند نقش تعیین کننده ای در عبور آنها از مرحله ساخت به بهره برداری داشته باشد.
به بیان دیگر، تجلی به دنبال شروع پروژههای جدید با منابع محدود نیست، بلکه در گام نخست میخواهد پروژههای موجود را به نقطهای برساند که بتوانند ارزش اقتصادی خود را بالفعل کنند. این تغییر نگاه، در شرایط فعلی اقتصاد ایران اهمیت زیادی دارد. زیرا آغاز پروژه جدید، سرمایه، زمان و منابع بیشتری میطلبد، در حالی که تکمیل پروژهای که بخش عمده زیرساخت و سرمایهگذاری آن انجام شده، میتواند بازده زمانی کوتاهتری داشته باشد.
جانجا؛ اولویت متفاوت اما راهبردی
پروژه مس جانجا با پیشرفت حدود ۳۴ درصدی، از نظر میزان پیشرفت فاصله قابل توجهی با دو پروژه فولادی دارد، با این حال حضور آن در فهرست پروژههای اصلی نشان میدهد تجلی تنها بر مبنای درصد پیشرفت تصمیمگیری نکرده است.
مس جانجا از منظر استراتژیک جایگاه متفاوتی دارد و قرار گرفتن آن در کنار پروژه های فولادی نشان میدهد شرکت تلاش کرده میان بازده زمانی پروژههای نزدیک به بهره برداری و اهمیت استراتژیک پروژه های معدنی تعادل ایجاد کند.
پروژه عناصر نادر خاکی نیز همین پیام را تقویت میکند، یعنی تجلی ضمن تمرکز بر پروژه های نزدیک به بهره برداری، قصد ندارد از پروژههایی که می توانند در آینده مزیت استراتژیک ایجاد کنند، خارج شود.
در نهایت، مهمترین پیام این تصمیم را باید در یک جمله خلاصه تر، «تجلی» میخواهد پول جدید را به پروژهای ببرد که احتمال تبدیل سریعتر سرمایه به تولید و درآمد در آن بیشتر است.
در اقتصادی که تأمین مالی دشوار و منابع سرمایه ای محدود است، دیگر داشتن پروژه های متعدد یک مزیت محسوب نمی شود. مزیت واقعی در این است که شرکت بتواند منابع محدود را به پروژههایی اختصاص دهد که سریعتر به تولید برسند، جریان نقدی ایجاد کنند و سپس از محل همین ظرفیت مالی جدید، امکان توسعه سایر پروژهها را فراهم کنند.
از این منظر، اولویت دادن به فولاد شرق خراسان و فولاد کردستان را میتوان استراتژی عبور سریع تر از مرحله سرمایه گذاری به مرحله بهرهبرداری دانست، استراتژیای که در صورت اجرای موفق، میتواند سرعت خلق ارزش در سبد پروژههای تجلی را افزایش دهد.
در واقع، «تجلی» اکنون بیش از آنکه به دنبال «پروژه بیشتر» باشد، به دنبال تکمیل سریع تر پروژه های درست است،؛ رویکردی که میتواند منابع افزایش سرمایه را از یک منبع مالی صرف، به موتور محرک بهرهبرداری پروژههای اولویت دار تبدیل کند.
بدون دیدگاه